در ملا, عام
... شب وروز در چشمان من است پلک گر فروبندم جهانی در تاریکی فرو خواهد رفت.
... و من مسافرم ای بادهای هموار مرا به وسعت تشکیل برگها ببری ... تقدیم به کثیف عشق ام که طی سانحه ای دلخراش غریزه جنسی او را کور کرد........... سكانس اول نگاه انسانها ا از نگاه گرگها نيز نا پايدار تر است و انچه در نگاه انسانها ديده مي شود ،به مراتب وحشتناكتر از نگاه گرگ ها ست سكانس دوم قهواي تلخ كه انگار اگر شيرين بود هيچ وقت قهوه نبود ،اينجا قم –كافه تهران و ساعتي كه هميشه حوالي ۸ گيج مي خوره،،،به وقته كمي آرامش غير منتظره كه از آب و هواي اين شهر و همهمه مردم كرو لالش بعيد بعيده سكانس سوم اين اواخر به تو كه مي نگرم ،به اواخر پاييز مي انديشم،و كمي به اواخر خودم و بيشتر به اوايل تو …بعد به ياد ترانه اي مي افتم كه به نظر م حتي مرده اي كه از سر بي حوصلگي بعد از ظهر ها را با من قدم مي زنند از آن لذت زيادي مي برند ديگه اين قوزك پا ياري رفتن داره لبايه خشكيده حرفي واسه گفتن نداره اواخر همه چيز ي رسد انگار اما اواخر تو ،ترانه …نه! ... شاید اگر مرد بودم به هیچ عشق ای تجاوز نمی کردم..البته فقط شاید اعتراف:من آدمی بهانه گیر عجیب و تجملاتی ام،شاید علاقه ام به نوشتن برای دوری از تحسین شدن به خاطر ویژگی های حیوانی و فیزیکی ام باشه. ..... وَ در دو حلقه ی اعدام، چندبار به گلوگاه ِ مان بلند، تجاوز شده!
| Design By : Night Skin |



